رد پای دوست
به نام خداوند بخشنده و مهربان inthe nameof God
رازقی پرپر شد باغ در چله نشست
تو به خاک افتادی کمر عشق شکست
ما نشستيم و تماشا کرديم
دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گريه کنم برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
وقتیکه قلبها و گلها شکسته و پرپر شدند
وقتیکه باغچههای عشق سوختند و خاکستر شدند
منو تو از گل کاغذی باغچهای داشتيم توی خاک
با خشتهای مقوايی خونه میساختيم روی آب
وقتیکه ما تو جشن شب ستاره بارون میشديم
وقتیکه پشت سنگر سايهها پنهون می شديم
از نوک بال کفترها خون پريدن میچکيد
صدای بيداری عشق رو خواب شب خط میکشيد
دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گريه کنم برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی
از پشت ديوارهای شهر انگار صدای پا میياد
آواز خون دربدر انگار يه همصدا میخواد
ابر سياه رفتنيه خورشيد دوباره درمیياد
دوباره باغچه گل میده از عاشقها خبر میياد
دلم میخواد گريه کنم برای قتل عام گل
برای مرگ رازقی
دلم میخواد گريه کنم برای نابودی عشق
واسه زوال عاشقی




